تبليغاتX
دستها
کیمیاگری
گفت: من همانقدر به خدا محتاجم که او به من مشتاق...

گفت: در ملکوت مجال از دست رفته وجود ندارد. اگر دری بسته شود دروازه ای می گشاید.

گفت: گرچه مادیت مرگ نابودمان می سازد اندیشه ی مرگ نجاتمان می بخشد.

گفت: درست هنگامیکه انسان کوچکترین نشانه ای از آنچه طلبیده است نمی بیند باید برای آن تدارک ببیند.

گفت: اندوهگین نباش که برای خدای تو همه چیز ممکن است.

گفت: من در انتظار غیرمنتظره ام.

گفت: ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 21:2  توسط روان شناس کوچولو |