![]() |
![]() |
|
| کیمیاگری |
|
I pray you will be our eyes and watch us where we go and help us to be wise in times when we do not know let this be our prayer when we lose our way lead us to a place guide us with your grace to a place where we will be safe I pray we will find your light and hold it in our hearts when stars go out each night let this be our prayer when shadows fill out day lead us a place we ask that life be kind and watch us from above we hope each soul will find another soul to love let this be our prayer just like every child ........................................................................................................................................ prayer(دعا) wise(عاقل) grace(لطف) shadow(ظلمت) fill out(پر کردن) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 13:43 توسط روان شناس کوچولو |
|
|
همون پسر بچه (تو یه اپیزود دیگه)
واسه مادر بزرگش توضیح می ده که چجوری همه چی ایراد داره: مدرسه...خونه...دوستا...و... مادربزرگه که مشغول پختن کیک بوده میپرسه: -کیک دوس داری؟ -آره. روغن چی؟ -نه. -حالا دو تا تخم مرغ؟ -وووی نه مادربزرگ. -آرد چی؟از آرد خوشت می آد؟جوش شیرین میخوری؟ -نه نه حالم از همشون به هم میخوره. -آره عزیزکم.همه ی این چیزا به تنهایی بد به نظر می رسن اما وقتی به درستی با هم مخلوط شن یه کیک خوشمزه درس میشه. خدا هم همینجوری عمل میکنه.خیلی وقتا تعجب می کنیم که چرا خدا میذاره ما یه عالمه سختی رو تحمل کنیم.این همه درد واسه ی چی وقتی دستاش قدرت هر رهایی رو داره واسه ما؟!!! ولی اون میدونه که وقتی همه ی این مشکلات بد مزه کنار هم چیده شن تو مسیر زندگی نتیجه همیشه خوبه. فقط باید بهش اعتماد کنیم...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:33 توسط روان شناس کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
شاهد بی پایان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|