![]() |
![]() |
|
| کیمیاگری |
|
ما به دنبال بعد مخالف خود هستیم.
اگر آن را در دیگری بیابیم به ظاهر جذبش می شویم. ولی در حقیقت جذب خود شده ایم. شاید آنالوییز استرانگ راست می گه: عاشق شدن ساده است.حتی در عشق ماندن هم دشوار نیست.تنهایی انسان سببی کافی برای این مهم است.اما تلاش سختی که به زحمتش می ارزد پیدا کردن یاری است که به لطف حضور مستمر او بتوانیم کسی شویم که می خواهیم. .... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ .... ..................................................................................... قبل از این پیدا کردن مقدس باید خودتو پیدا کنی. اینه که یه کم از یه کمی سخت تره. باور کن راست می گم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 11:46 توسط روان شناس کوچولو |
|
|
فهمیدن حضور خودش بزرگترین نشونه اس.
اون موقع "لب ها از سخن باز می مانند و سکوت لب به ورای کلام می گشاید" لاکان میگه:زبان نتیجه ی نقص ها و کاستی هاست.وقتی سخن می گوییم که نیاز داشته باشیم.کودک وقتی در آغوش مادر است سخن نمی گوید چون همه چیز برایش مهیاست. سکوت یعنی اشباع کامل. هر سخن پرده از نقصی برمیداره. وقتی در جریان پیشرفت به حضور ها و کمال ناقص می رسیدنوبت گزیده سخن گفتنه. باور کن: مهم باوریه که عین ناباوریه. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 9:10 توسط روان شناس کوچولو |
|
|
تنها راه شناخت گسترش ابعاده.
مردن یکی از سخت ترین این راه هاست. ما برای شناخت خودمون چاره ای جز فراتر رفتن ازخودنداریم. خدا هم برای شناخت خودش همچنان از ازل تا ابد خلق می کنه. درک علت وجود اهمیت موجود بودن و لذت بردن از اون دشوار و خطرناکه. ......... یک راه و جز اون بیراهه. و شاید علت برتری ما نسبت به ملائک امکان خطر کردن ماست. نیروی شگرف اختیار ما =امتیاز زنده موندن شیطون. و فلب مدرک الهام و وسوسه. خدا هست . شیطون هم هست. شاید برگشتن به عدم عاقلانه تر باشه وقتی که همیشه به احتمالات پیچ می خوریم. وقتی که یه جواب هزار سواله. وقتی که زمان به سرعت ته می کشه و یه ابدیت به انتظار نتیجه ی همین چند ساله. فکر می کنی چاره چیه؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 8:52 توسط روان شناس کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
شاهد بی پایان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|